الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )

215

أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )

لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ ؛ و همهء مؤمنان را نشايد كه كوچ كنند ، پس چرا از هر گروهى از ايشان جمعى كوچ نكنند تا دانش دين بياموزند و مردم خويش را چون به سوى ايشان بازگردند [ هشدار و ] بيم دهند شايد كه [ بترسند و ] بپرهيزند . » « 1 » عبارت « ما كان المؤمنون لينفروا كافة » خواه اخبار در مقام انشاء باشد و خواه مقصود اصلى از آن اخبار باشد ، در هر حال دلالت مىكند بر آنكه لازم نيست تك‌تك مسلمانان براى فراگيرى احكام به سوى پيامبر كوچ كرده احكام را مستقيما از آن حضرت دريافت نمايند ، چرا كه اين كار غير مقدور يا دست‌كم بسيار دشوار است ، اما از سوى ديگر ، مسلمانان مىدانند كه بايد احكام خدا را فراگيرند . به همين دليل دنبالهء آيه چارهء كار را بيان مىكند - و در واقع صدر آيه مقدمه‌اى براى بيان اين راه علاج است ، و گرنه نفى وجوب كارى به تنهايى شأن شارع نيست - و آن اينكه : « از هر گروهى ، جمعى كوچ كنند و احكام را فراگيرند و به اطلاع بازماندگان برسانند . » وجود لفظ « لو لا » ، كه براى تحضيض است ، و تعليل آن به « ليتفقهوا فى الدين » و اينكه فراگيرى احكام عقلا واجب است ، همگى بيانگر آن است كه عمل به شيوهء بيان شده نه تنها جايز بلكه واجب مىباشد . حال مىگوييم : ارائه راه حل يادشده مستلزم آن است كه گفتهء كوچ‌كنندگان براى ديگران حجت باشد - و گرنه تشريع اين كوچ ، خواه به نحو وجوب خواه به نحو ترخيص ، پس از نفى وجوب كوچ بر همگان ، لغو خواهد بود - چه افادهء علم كند و چه افادهء علم نكند ، چون آيه از اين جهت مطلق است . ان رفع وجوب النفر على الجميع و الاكتفاء به نفر قسم منهم ليتفقهوا فى

--> ( 1 ) - توبه / 122 .